86-81

در سال 81 چند جوان با انگیزه‌ی بهبود وضعیت زندگی کودکان کار دور هم جمع شدند. فعالیت این گروه تا سال 86 ادامه داشت و نام «هم‌دلان» ارزش‌ها و اهداف آن‌ها را به خوبی نشان می‌داد. این جمعیت خودجوش و مردمی، از نزدیک و بدون واسطه با کودکان کار در ارتباط بودند. فعالیت‌های آن‌ها از درونیات‌شان سرچشمه می‌گرفت. از همراهی‌ و هم‌صحبتی با این کودکان گرفته تا آموزش‌های مختلف و تلاش برای احقاق حقوق از دست‌رفته‌ی آن‌ها، همه بخشی از فعالیت‌های هم‌دلان بود.

93-86

با تاسیس مجموعه‌ی «طلوع بی‌نشان‌ها» فعالیت‌های بسیار جدی و پرباری در زمینه‌ی اعتیاد و کارتن‌خوابی انجام شد. این مجموعه‌ها توانستند زندگی خیلی از کودکان و افراد مددجو را تا حد زیادی بهبود دهند. با این حال در تمام این سال‌ها، نیاز به اقدامات عمیق‌تر و اصولی‌تر در مواجهه با چنین مسائل همه‌گیر و پیچیده‌ای، احساس می‌شد. اینجا بود که فعالیت این گروه‌ها از حوزه‌ی درمان، وارد اقدامات پیشگیری و مدیریت بحران شد.

94-93

با کنکاش فراوان، ریشه‌ی بنیادین این مشکلات و نارسایی‌های اجتماعی در اولویت قرار گرفتند: خانواده و در راس آن، زنان و دختران. آن‌ها دریافتند که زنان، مادران و دختران سرپرست خانواده کسانی هستند که با مدیریت امور داخلی خانواده و پرورش فرزندان، تاثیر مستقیمی روی کیفیت زندگی فردی، خانوادگی و اجتماعی نسل کودکان امروز و جوانان آینده دارند. به این ترتیب، ایده‌های ابتدایی شکل‌گیری مجموعه‌ای به نام «باور» شکل گرفت و زنان و دختران را جامعه‌ی هدف خود قرار داد. این افراد مانند سایر زنان و دختران ایرانی قدرتمند و توانمند بودند و باور این فرصت را به آن‌ها داد تا امکان بهره‌وری از هنر و استعدادهای درونی خود را پیدا و آن‌ها را شکوفا کنند.
مجموعه‌ی باور تصمیم گرفت با شناسایی و جذب این زنان فضایی سالم و پیش‌برنده برای رشد و تقویت توانایی‌های آن‌ها ایجاد کند. باور معتقد بود زنان و دختران شاد، امیدوار و توانمند همان کسانی هستند که می‌توانند تاثیر مستقیمی در کیفیت زندگی تمام اعضای خانواده و حتی جامعه داشته باشند. آن‌ها این زنان را جدا از خانواده و همسران خود نمی‌دانستند و اهداف خود را با محوریت «کار-ارزش‌آفرینی» بنا کردند. چشم‌اندازی که اعضای باور در این مدت ترسیم کرده بودند، نوید رشد سطح آگاهی، تعاملات اجتماعی، شرایط اقتصادی و در نهایت فرهنگ زیستی و اجتماعی جامعه را می‌داد.

95-94

از سال 94 تا اواخر سال 95 اعضای باور، تمام مراحل به‌بودگی درونی و بیرونی را بررسی و برنامه‌ریزی کردند. آن‌ها برای این که بتوانند به اهداف بزرگ و متعالی خود برسند، باید ابتدا چیزی را درون خود کشف می‌کردند و پرورش می‌دادند: توان‌مندسازی قدرت‌های درونی برای شکل دادن سازمانی منسجم، هدف‌مند و متعهد، به بهترین شکل ممکن. پس از آن تمرکز این افراد روی اهداف بیرونی این مجموعه بود. حالا باید زنان و دخترانی را شناسایی می‌کردند که آماده بودند تا از فضای امن و آشنای خانه که سال‌ها در همان نقش‌های همیشگی در آن زندگی کرده‌ بودند، بیرون بیایند و جهان تازه‌‌ی درون و بیرون خود را کشف کنند. با جذب و شناسایی این زنان، کار اصلی مجموعه یعنی آموزش و رشد استعدادها و توانایی‌های این افراد آغاز شد.

97-96

با برگزاری انواع کارگاه‌های آموزشی روان‌شناسی و آموزش مهارت‌های دستی، زنان و دختران برای تولید محصولات آماده می‌شدند. با ارائه و فروش محصولات، زنان نه فقط از لحاظ اقتصادی انگیزه می‌گرفتند که حالا می‌توانستند بیش از پیش به خود اعتماد کنند و این نوید آغاز دوره‌ی جدیدی در زندگی آن‌ها بود. این زنان و دختران با اعتماد به نفس بالا و تکیه به استعدادهای خود، می‌توانستند در کنار اشتغال و درآمدزایی، به درک جدیدی از خود و دنیایی که در آن زندگی می‌کنند، برسند. باور توانست طی این مدت وضعیت روانی، خانوادگی و اقتصادی خیلی از این زنان و دختران را متحول کند و به آن‌ها ثابت کند که دنیا هنوز هم می‌تواند جای زیبایی برای زندگی کردن باشد. خیاطی، نمد دوزی، چرم، بافت، چاپ و نقاشی همه کارگاه‌هایی هستند که به زنان و دختران، فرصت یادگیری و انجام کارهایی را می‌دهد؛ فرصتی که شاید پیش از این شرایط فردی و اجتماعی مانع از محقق شدن آن می‌شد. اهداف پنهان پشت فعالیت‌های مجموعه باور، در واقع چیزی فرای ایجاد اشتغال و درآمدزایی برای زنان و دختران بود؛ فعالیت‌های این مجموعه با هدف اصلی توان‌افزایی، تقویت عزت‌نفس و افزایش اعتمادبه‌نفس زنان انجام می‌شد.

98

سال 98 زمان بازبینی اساس‌نامه‌ی باور و مرور عملکردها و رویکردهای چند سال گذشته و تجدید تعهدات این مجموعه بود. هم‌زمان با برگزاری کارگاه‌ها و تولید و فروش محصولات، هم‌باوران برای اهداف و ارزش‌های شخصی که در باور به دنبال آن بودند و هم‌راستا با اهداف طولانی‌مدت این مجموعه، تلاش می‌کردند. در این مسیر هم‌باوران با ارزش‌های خود عهدی تازه بستند تا بتوانند پیام رسالت‌ ارزشمند خود، مبنی بر توان‌افزایی و توانمندسازی زنان و دختران ایرانی، را به گوش آن‌ها برسانند و جان تازه‌ای به فعالیت‌ها و تلاش‌های این مجموعه بدهند.

وعده‌ی تحقق تلاش‌های هم‌باوران و باورجویان در راستای ارزش‌های فردی و اجتماعی این مجموعه، در تاریخ 1 اسفند همین سال محقق می‌شود: زمانی برای همراهی و اتحاد تمام باورجویان، باورپذیران و هم‌باوران. حالا زمان آن رسیده که برای داشتن جامعه‌ای امیدوار، روشن و زنده، مردان و زنان همه دوشادوش هم و به احترام تمام زنان و دختران ایرانی که از دل سختی‌ها و مشقت‌های فراوان با تکیه بر ظرفیت‌ها و استعدادهای درونی، اصالت وجودی و نجابت همیشگی سربلند بیرون آمده‌اند، به پا خیزند و ادای احترام و قدردانی کنند.